شمارهٔ ۲۱۴

از هیبت شمشیر تو ای شاه جهاندار

شد رایت بدخواه نگونبخت و نگونسار

لشکرش یکایک همه ‌گشتند بر این سوی

چه ‌حاجب و چه ‌میر و چه ‌سرهنگ و چه ‌سالار

هم نعمت او کم شد و هم محنت او بیش

با نعمت اندک شد وبا محنت بسیار

خندید بر او دولت و بگریست بر او بخت

شورید بر او شغل و تبه‌گشت بر اوکار