شمارهٔ ۲۲۲

پوشیده نیست واقعهٔ تیر شهریار

و آن روزگار تیره که بر من‌ گذشت پار

گر پار روزگار من از تیر تیره بود

امسال روشن است ز خورشید روزگار

زان پس‌ که بود بر شرف مرگ حال من

رَستَم به دولت شرف دین کردگار

تاج‌ُالکُفاهٔ فخر معالی وجیه ملک

زینِ دول رَضّی ملوک و سرِ تبار