شمارهٔ ۲۳۰
آن زلف مشکبار بر آن روی چون نگار
گر کوته است کوتهی از وی عجب مدار
شب در بهار میل کند سویکو تهی
آن زلف چون شب است بر آن روی چون بهار
در زیر آن دو سنبل مشکین نهفته بود
آن عارضین همچو سمنزار و لالهزار
لختی از آن دو سنبل مشکین بکاستند
تا گشت لالهزار و سمنزارش آشکار