شمارهٔ ۲۳۱
دیدم شبی به خواب درختی بزرگوار
از علم و عقل و فضل بر او برگ و شاخ و بار
از قندهار سایهٔ او تا به قیروان
وز قیروان شکوفهٔ او تا به قندهار
نزدیک او نشسته جوانی گشاده طبع
با صورتی بدیع و زبانی سخنگزار
آثار تازگی و نشان خجستگی
بر صورت مبارک او گشته آشکار