شمارهٔ ۲۴۶
خیمهها بین زده به صحرا بر
جون سمائی به روی دریا بر
زردگل بین دمیده بر سبزه
راست چون کهربا به مینا بر
ژاله بین بر سمن فتاده چنانک
اشک وامق بهروی عذرا بر
سوسن تازه بین که تفضیل است
بوی او را به مشک سارا بر
خیمهها بین زده به صحرا بر
جون سمائی به روی دریا بر
زردگل بین دمیده بر سبزه
راست چون کهربا به مینا بر
ژاله بین بر سمن فتاده چنانک
اشک وامق بهروی عذرا بر
سوسن تازه بین که تفضیل است
بوی او را به مشک سارا بر