شمارهٔ ۲۴۸

ترک نزاید چنو به کاشغر اندر

سرو نروید چنو به عاتفر اندر

خوب تر از عارضش ندید و نبیند

هیج کسی پرنیان به شوشتر اندر

هست دو زلفش همیشه پرشکن و بند

بند و شکن هر یکی بهٔک‌دگر اندر

عمداگویی کسی ز عنبر سارا

سلسله بسته است گرد مُعصَفَر اندر