شمارهٔ ۲۵۵

هرگز که شنیدست چنین بزم ‌و چنین سور

باریده برو رحمت و افشانده برو نور

بزمی‌است کزین بزم همی فخر کند ماه

سوری است کزین سور همی رشک برد حور

از دولت سلطان جهان است چنین بزم

وز طلعت سلطان جهان است چنین سور

یارب توکنی جان و دل از دولت او شاد

یارب تو کنی چشم بد از طلعت او دور