شمارهٔ ۲۵۷

پیر شد طبع جهان از گردش‌ گردون پیر

تیر زد بر خیل‌ گرما لشکر سرمای تیر

تا هوا سنجاب پوشید و حواصل‌ کوهسار

گلبن از دیبا برهنه است و گلستان از حریر

حُلّه بافان را برون‌ کردند گویی از چمن

زند وافان را زبان بستند گویی از صفیر

بوستانی کاو پر از زنگار بود و لاجورد

لاجوردش زعفران‌ گشته است و زنگارش زریر