شمارهٔ ۲۷۰

روزی همی گذشتم جُزوی غزل به کف

دیدم یکی غزالِ خرامان میان صف

با همرهان خویش به نخّاس خانه رفت

نخاس باز کرد یکایک در غُرَف

شاعر میان شارع و طرفه به غرفه بر

او تافته ز خوبی و من تافته ز تف

او در میان حُلّه و من در میان خاک

من برگرفته دفتر و او برگرفته دف