شمارهٔ ۲۸۱

شهی‌که دولت باقی بدوگرفت جلال

شهی‌که ملت تازی به او فزود جمال

خجسته ملت تازی چنو جمال ندید

چنان‌که دولت باقی چنو ندید جلال

چو مشتری است مگر طلعت مبارک او

که خلق را نظر او مبارک است به فال

به سان آینهٔ روشن است خاطر او

ضمیر و سر همه هست اندرو چو خیال