شمارهٔ ۲۹۱

رسید عید همایون و روزه کرد رحیل

به جام داد فلک روشنایی از قندیل

چو روشنایی قندیل بازگشت به جام

سزدکه من به غزل بازگردم از تهلیل

غزل ز بهر غزالی غزاله رخ‌ گویم

که‌کرد خسته دلم را اسیر خد اسیل

چو عشق چشم‌ کحیلش فتاد در دل من

بخیل‌کرد به من بر به‌ خشم چشم‌ کحیل