شمارهٔ ۳۰۲

از مشک اگر ندیدی بر پرنیان علم

وز قیر اگر ندیدی بر ارغوان رقم

بر پرنیان ز مشک علم دارد آن نگار

بر ارغوان ز قیر رقم دارد آن صنم

زلف سیاه بر رخ او هست سایبان

بر طرف نور طرفه بود سایبان ظُلَم

با روی او بهشت به دنیا شد آشکار

وز شرم روی او ز جهان شد نهان ارم