شمارهٔ ۳۲۴

عید باکوکبهٔ خویش درآمد به جهان

وز جهان با سپه خویش برون شد رمضان

نوبت باده و چنگ طرب‌انگیز رسید

نوبت شربت و طبل سَحَر آمد به کران

کرد باید طرب آغاز که در نوبت عید

تنگ دل بودن و بیکار نشستن نتوان

نتوان‌ کرد از این بیش ز بت رویان صبر

نتوان بود از این بیش ز می خشک دهان