شمارهٔ ۳۳۴

بشکفت و تازه گشت دگرباره اصفهان

از دولت و سعادت شاهنشه جهان

سلطان شرق و غرب‌که در شرق و غرب اوست

صاحبقِران و خسرو و شاه و خدایگان

شاهی که شد به طلعتش افروخته زمین

شاهی که شد به دولتش افراخته زمان

آباد کرده ی نظر و عدل او شدست

هر جا خراب کردهٔ شاهان باستان