شمارهٔ ۳۴۰

چون برآرم به زبان نام خداوند جهان

تن من جمله شود گوش و دلم جمله زبان

هرچه در دهر زبان است مرا بایستی

تا ثنا گفتمی از بهر خداوند جهان

شاه آفاق ملک شاه که در طاعت او

ملکان حمل‌پذیرند و شهان بسته میان

شهریاری که به‌ روزی همه کس را ز خدای

خاطر پاک و دل روشن اوکرد ضَمان