شمارهٔ ۳۵۰

هر جهانداری بود پاینده از بخت جوان

در جهانداری جوانبخت است سلطان جهان

سایهٔ یزدان ملکشاه آن جوانبختی‌ که هست

بر همه شاهان گیتی کامکار و کامران

آنکه ایزد قدر او را همچو او دارد بزرگ

وانکه دولت بخت او را همچو او دارد جوان

رونق و قیمت به او باشد جهان را تابود

چشم را قیمت به نور و جسم را قیمت به‌ جان