شمارهٔ ۳۶۱

شد ز تاثیر سپهر سرکش نامهربان

هجر یار مهربان چون وصل باد مهرگان

لاجرم‌گیتی و من هر دو موافق‌گشته‌ایم

او ز باد مهرگان و من ز یار مهربان

او همی دارد هوا را سرد بی‌دیدار این

من همی‌دارم‌نفس را سردبی‌دیدار آن

او همی ریزد بعمدا بر زمردکهربا

من همی سایم بعمدا برشقایق زعفران