شمارهٔ ۳۶۲

همان بِه است که امروز خوش خوریم جهان

که دی‌ گذشت و ز فردا پدید نیست نشان

از این سه روز که ‌گفتم میانه امروزست

مکن توقف و پیش میانه بند میان

در انتظار بهار و خزان مباش که هست

خزان عدوی بهار و بهار خصم خزان

ببین که هر چه بهار شکفته پیدا کرد

خزان ستیزهٔ او را چگونه کرد نهان