شمارهٔ ۳۷۴

از فضل و کفایت ز همه لشکر سلطان

یک خواجه که دیدست چو بوجعفر غیلان

آن بارخدایی‌ که ز سیر قلم او

آرام گرفته است همه کشور ایران

فرمانبرِ سیرِ قلمش گنبد گردون

خدمتگر خاک قدمش اختر رخشان

گردون جهاندیده ندیدست و نبیند

داناتر از او هیچ کس از گوهر انسان