شمارهٔ ۳۸۷

جشنی‌ است بس مبارک عیدی‌ است بس همایون

بر شهریار گیتی فرخنده باد و میمون

شاهی که طلعت او هر روز بندگان را

عیدی بود مبارک جشنی بود همایون

آنجا که هست ‌کامش باکام اوست دولت

وانجا که هست رایش بارای اوست گردون

تا آخته است خنجر پرداخته است ‌گیتی

از دشمنان مُفْسِد وز حاسدان ملعون