شمارهٔ ۴۱۱

زباغ و راغ به آسیب لشکر تِشرین

گرفت راه هزیمت سپاه فروردین

برون‌ کشید ز باغ و ز راغ رایت خویش

چو دید بر سر کهسار رایت ‌تشرین

چه رایتی است که تشرین زدست بر کهسار

که شد به لون دگر عالم بهشت آیین

گرفت گونهٔ دینار دشت مینا رنگ

نهاد تودهٔ کافور کوه مشک‌آگین