شمارهٔ ۴۴۵

گشت تابنده ز گردون معالی قَمَری

گشت تابنده ز دریای معانی گهری

سال تو فرخ و فرخنده شد از شادی آنک

ملک‌العرش عطا داد ملک را پسری

ملک باغ‌ است و در آن باغ‌ ملک سنجر هست

شجری تازه که آورد نو آیین ثمری

همه آرایش باغ از شجر و از ثمرست

اینتْ میمون ثمری وینتْ همایون شجری