شمارهٔ ۴۵۳

ای بر سمن از مشک به عمدا زده خالی

مسکین دلم از خال تو گشته است به حالی

حالی به جهان زارتر از حال دلم نیست

تا نیست د‌ل آشوب‌تر از خال تو خالی

قدّ و دهن و زلف تو و جعد تو دیدم

هر یک ز یکی حرف پذیرفته مثالی

از سیم الف دیدم از بسد میمی

از مشک سیه جیمی و از غالیه دالی