شمارهٔ ۴۵۹

چو تو ندید و نبیند زمانه سلطانی

چو تو نَبُود و نباشد به هیچ دورانی

فلک نیارد دیگر چو تو خداوندی

جهان نبیند دیگر چو تو جهانبانی

هر آن‌ کسی‌ که پرستد به جز تو شاهی را

همی پرستد جز کردگار یزدانی

به غرب تابع فرمان توست هر ملکی

به شرق بندهٔ فرمان توست هر خانی