شمارهٔ ۴۸

ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده

هم ترک ماه رویی هم حور ماه زاده

هستی به مهر و خدمت استاده و نشسته

هم در دلم نشسته هم پیشم ایستاده

گه راز من‌گشایی زان زلفکان بسته

گه اشک من‌گشایی زان دو لب‌گشاده

تو سیم ساده داری در زیر مشک سوده

من لعل سوده دارم بر روی سیم ساده