شمارهٔ ۵۳

گر یار نگارینم در من نگرانستی

بار غم و رنج او بر من نه‌ گرانستی

ور غمزهٔ غمارش رازش نگشادستی

از خلق جهان رازم همواره نهانستی

گویی چو بهشتستی آراسته و خرم

گر دوست به کوی من گه‌گه گذرانستی

ای کاش که قوت من بودی ز دو یاقوتش

تا بر سر او چشمم یاقوت نشانستی