مزاح با یکی از وزیران
بیضه ام رنجور شد از بیضه ات دور ای وزیر
پرسشی کن گاه گاه از حال رنجور ای وزیر
دیرگاهی شد که از احوالِ تخمم غافلم
این چنین غفلت بود از چون تویی دور ای وزیر
از همان روزی که شد با تو امور خارجه
بیضه ام از نو ورم کردست پرزور ای وزیر
این نه آن خایه است کان را دیده ای در کودکی
در بزرگی گشته این اوقات مشهور ای وزیر