می ترسم

ز یاران آنقدر بد د یده ام کز یار می ترسم

به بیکاری چنان خو کرد ه ام کز کار می ترسم

شاپویی ها خطرناکند و ترسیدن از آن واجب

ولی با این خطرناکی من از دستار می ترسم

نه از مار و نه از کژدم نه زین پیمان شکن مردم

از آن شاهنشه بی دین خل ق آزار می ترسم

نمی ترسم نه از مار و نه از شیطان نه از جادو

غم خود را به یک سو هشته از غمخوار می ترسم