خر و عَزب

شد گذار عزبی از در با غ

دید در باغ یکی ماده الاغ

باغبان غایب و شهوت غالب

ماده خر بسته به میل طالب

سر درون کرد و به هرسو نگریست

تا بداند به یقین خر خر کیست

اندکی از چپ و از راست دوید

باغ را از سر خر خالی دید