مثنوی زهره و منوچهر
صبح نتابیده هنوز آفتاب
وا نشده دیده نرگس ز خواب
تازه گل آتشی مشک بو ی
ُ شسته ز شبنم به چمن دست و رو ی
منتظر هوله باد سحر
تا که کند خشک بدان روی تر
ماه رخی چشم و چراغ سپا ه
نایب اول به وِجاحت چو ماه
صبح نتابیده هنوز آفتاب
وا نشده دیده نرگس ز خواب
تازه گل آتشی مشک بو ی
ُ شسته ز شبنم به چمن دست و رو ی
منتظر هوله باد سحر
تا که کند خشک بدان روی تر
ماه رخی چشم و چراغ سپا ه
نایب اول به وِجاحت چو ماه