شمارهٔ ۵۹

ای ترک زبهر تو دلی دارم و جانی

ور هر دو بخواهی به‌ تو بخشم به زمانی

با چون تو بتی زشت بود گر چو منی را

تیمار دلی باشد و اندیشهٔ جانی

از کوچکی ای بت که دهان داری گفتم

آن غالیه‌دان است همانا نه دهانی

وز لاغری ای بت که دهان داری گویم

آن سیمین کلک است همانا نه میانی