شمارهٔ ۳

به آب توبه فرو شستم آتش صهبا

ز توبه تازه شدم چون گل از نسیم صبا

اسف همی خورم و غصه می کشم شب و روز

که کرده ام به خطا روزگار عمر هبا

نه یک زمان بده ام بی مشقت غربت

نه یک نفس زده ام بی مضرت صهبا

ز شرب خمر چنان ناشکیب چون گویم

چنان مثل که خورشید شیفته ی حربا