شمارهٔ ۱۱

به سرنمی شود از روی شاهدان ما را

نشاط و خوش دلی و عشرت و تماشا را

غلام سیم برانم که وقت دل بردن

به لطف در سخن آرند سنگ خارا را

به راستی که قبا بستن و خرامیدن

خوش آمده است ولیکن بلند بالا را

برو چو باز ندانی ترنج و دست آنجا

که یوسف است ملامت مکن زلیخارا