شمارهٔ ۴۵

وقتی ز ما یاد آمدی هر هفته یی آن ماه را

اکنون ملال خاطرش بر ما ببست آن راه را

بی جرم غیرت می¬کند ور نیز جرمی کرده ام

هم چشم دارم کز کرم بردارد آن اکراه را

گر می کشد عین رضا ور نیز می بخشد روا

بر خون و مال بندگان حکم است و فرمان شاه را

عاشق ببودی جان بده تسلیم گرد و سر بنه

دست تصرف زین قبل در جان رسد دل خواه را