شمارهٔ ۴۸

ساقیَکِ ظریف من جامکِ آبگینه را

بیش ترَک بده بیا بندگکِ کمینه را

زحمتک است هین که شد دردکِ سر ز حد برون

کاسَگکی بده کزو راحتک است سینه را

نازکک و خوشک بیا خوابک شب ز سر بنه

صبح گهک روانه کن قهقهکِ قنینه را

بادکِ سخت می وزد کشتیَکِ گران بده

خنبکِ بحر سینه کن لنگرکِ سفینه را