شمارهٔ ۵۱

خنک دلی که زمام رضا دهد به قضا

چو روزگار نگردد ز اقتضای رضا

به نوکِ کلک ازل هر چه بودنیست نگاشت

قضای کن فیکون بر صحیفة مبدا

نشان معرفتِ مرد صادق آن باشد

که اقتدا به توکل کند به خوف و رجا

به پای مردی عقل زبون چه دفع کنیم

مبارک است بلایی که روی کرد به ما