شمارهٔ ۶۵

در سِتر ابر چند توان داشت آفتاب

ای رشک آفتاب برافکن ز رخ نقاب

خود برگرفته گیر نقاب از جمال خور

خفاش چون کند که ندارد توان و تاب

گر ذره ای ز نور تجلی کند ظهور

همچون کلیم کار ببازی مکن شتاب

گردون تراب بر سر آن تیره بخت کرد

کز دست داد دامن اولاد بوتراب