شمارهٔ ۱۰۹

کسی از تو مرا می دهد به وصل بشارت

به مژده می دهمش گر کند به دیده اشارت

گرم عقوبت صد خون ناحق است به گردن

عذاب روز فراقت کفایت است کفارت

به یورت گاه تو تا کوچ کرده اند از این جا

هزار بار به روزی برفته ام به زیارت

نظر به جانب ما کن بیا که همت درویش

اثر کند به ضعیفان مبین به چشم حقارت