شمارهٔ ۱۱۰

هزار جان گرامی فدای خاک درت

هزار یاد لبان دهان چون شکرت

ندانمت که کجا از کجا شریف تر است

موافق دلم آمد زپای تا به سرت

چه آفتابی کز هر طرف که برگذری

همی رود دل خلقی چو سایه بر اثرت

که شیر داد به شفقت فرشته یا حورت

که پرورید به مهر آفتاب یا قمرت