شمارهٔ ۱۱۶

ما را به روی دوست همه رنج راحت است

مرهم ز دست غیر نه مرهم جراحت است

حسن جمال و روی نکوخوش بود ولیک

آن جاست ذوق عشق که صاحب ملاحت است

می در فراق مونس بیدل بود که می

سرمایهی سخاوت و اصل سماحت است

پس بیش تر خلایق عالم مباحی اند

گر رخصت خواص به می از اباحت است