شمارهٔ ۱۱۷

مرا شدن به تماشای یار مصلحت است

ز هر مصالحم این اختیار مصلحت است

عقوبتم مکن ای یار مهربان به گناه

که یار اگر بکشد حیف یار مصلحت است

به باغ رفتن و می خوردن وطرب کردن

به موسم گل و فصل بهار مصلحت است

ز روی خوب چرا منع می کنند مرا

که احتراز ز پرهیزگار مصلحت است