شمارهٔ ۱۱۹
بر من شب فراق چو روز قیامت است
در رستخیز عشق چه جای ملامت است
چون من گر آورد متنعّم شبی به روز
داند که بر محال مشنّع غرامت است
نا ایمن است راه ملامت گران عشق
آنجا مرو که حاصل ظالم ندامت است
تحویل ما ز کوی خرابات کی بود
باری هنوز نیت من بر اقامت است