شمارهٔ ۱۲۸

آوازه آن جمال برخاست

ما را طمعِ محال برخاست

از حسنِ جمال او خبر شد

جانم ز پیِ وصال برخاست

در دیده خیالِ وصل بنشست

سودا همه زین خیال برخاست

بنمود جمال و باز پوشید

تا این همه قیل و قال برخاست