شمارهٔ ۱۳۵

همین که از برم آن سرو نازنین برخاست

ز اندرون دلم آه آتشین برخاست

ز هر کجا که به جای دگر به طالع سعد

نزول کرد قیامت از آن زمین برخاست

نمود از طرف برقع آفتاب جمال

ز عاشقان جهان الغیاث ازین برخاست

به راستی که اگر چه نشسته در جان است

به قامت از چمن باغ دل چنین برخاست