شمارهٔ ۱۴۶

زبان بربسته ای با ما که جنگ است

نمی دانم دگر بار این چه ننگ است

دل صاحب دلان خون کردی آخر

چه دل داری کدامین دل چه سنگ است

سگ آهوی وصلت می توان بود

ولی خوی رقیب بد پلنگ است

شگفت است اینکه تو هرلحظه ما را

به دم در می کشی و او چون نهنگ است