شمارهٔ ۱۷۰

به قامت تو که تشویش سرو بستان است

به طلعت تو که تشویر ماه تابان است

به ابروی تو که جفت است و در جهان طاق است

به گیسوی تو که دلگیر تر ز قطران است

به سینه ی تو که از رشک اش آب گردد سیم

به غمزه تو که در سینه، جفت پیکان است

به عارض تو که از غایت لطافت او

عرق نشسته ز خجلت بر آب حیوان است