شمارهٔ ۱۸۹

بتی لاغر میان فربه سرین است

که از سودای او خلقی حزین است

چه گویم از میان او که وصفش

برو ز اندیشه ی باریک بین است

قبای حسن شد بر قد او ختم

سخن در قامت او راستین است

دو چشم مست شور انگیز او را

ندانم با خردمندان چه کین است