شمارهٔ ۲۰۱

گر بدانی چه در قنینه ی توست

جام جم ساغر کمینه ی توست

در گلیم حکیم عشق گریز

که همه جزو و کل دفینه ی توست

با تو هم بسترست فرعونت

غلطم در درون سینه ی توست

گر تو مجموع نقد خود باشی

بحر و کان هر دو در خزینه ی توست