شمارهٔ ۲۰۶

آخر دور ظلم و بیدادست

که جهان در تزلزل افتاده ست

روی ها در سجود بر خاک است

دست ها بر خدا به فریاد است

دل ظالم کجا و رحم کجا

بی ستون بی خبر ز فرهادست

گر جهان شد خراب باکی نیست

چون وطن گاه جغد آبادست