شمارهٔ ۲۱۷

ساقی سر خم زود برانداز که عید است

پژمان منشین بزم فروساز که عید است

تا کی ز نهان خوردن و در خفیه شمیدن

با خلق بگو روشن و سرباز که عید است

بردار نقاب از خم ابروی هلالت

بر بام شو و بانگ درانداز که عید است

گو از افق طرف تتق ماه دوهفته

بنمود خم ابروی طنّاز که عید است